محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
99
تحفه خانى ( فارسى )
منقطع مىشود كه فاعل او درين عقد حرارت است و ثامن از اقسام رسوب چيريست مشابه خمير محلول در آب و اين قسم دلالت بر ضعف معده مىكند و سوى هضم و گاهى حصول اين نوع بول بواسطه خوردن لبنيات نيز مىباشد مثل پنير و غير ذلك و تاسع رسوب رمليست و اين دلالت بر ريگ و سنگ مثانه مىكند و آنچه ازين جمله برنگ سرخست دلالت بر سنگ و ريگ گرده مىكند و آنچه سفيدست دلالت بر سنگ و ريگ مثانه مىكند و عاشر از اقسام رسوب رماديست و اين دلالت بر ماده بلغم و مده مىكند كه در طول مكث اين هر دو را تغير در لون و تقطع اجزا حاصل شده است و يازدهم علقى دمويست و اگر چنانچه بحسب اجزاء شديد الاختلاط است و امتزاج دلالت بر ضعف جگر مىكند و اگر از آن اختلاط فرودتر است دلالت بر جراحت در مجراى بول مىكند و اگر اجزاء متميز است در اكثر از مثانه است و قصب « 1 » و استدلال به اين از كميت باعتبار قلت است و يا باعتبار مقدار در صغر و كبر در جزؤ منفعل همچنانچه در خراطى « 2 » و استدلال برو از كيفيت او يا باعتبار لونست و آن اعتبار مذكور شد و يا باعتبار رايحه است و آن نيز سبق ذكر يافت و استدلال برو از وضع اجزاى او مىباشد زيرا كه ملاست و استوا در رسوب محمود نيك است و در رسوب مذموم بدست و پريشان اجزاى رسوب در قاروره دال است بر ريح و ضعف هضم و استدلال از مكان رسوب كه مراتب ثلاثه مقرر است از غمام و معلق و راسب كه فوق و وسط و تحتست سابق مذكور شد و سبب در آنكه اغمام است قلت نضجست و تصعيد ريح و سبب در آنكه معلق است قلت سببين مذكور نيست و سبب در آنكه راسب است نضجست و او در رسوب
--> ( 1 ) ن - قصيب ( 2 ) ن - قراطى